![]() |
حرفهای ♥ عشقولانه |
![]() |
|
یادداشتها +
خاطرات یک دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد
|
|
صفحه 90
|
|
چکیده خاطرات در شهریور ماهی که گذشت { یادم باشه تعطیلات رسمی نمیشه؟؟ قول و قرار آشپزی و ... ♥ امیدوارتر به زندگی در چاقی، واقعا معرکه بود کلی به حال من توفیر کرد♥ یازده تا یک ظهر ♥حاصل زحمات 5 ماهه برای ناخن ♥ کلی صفا و مروه Face To Face و ... ♥ این دندونم هم که دیگه واقعا کار درسته به قول آرش(از دوستان باشگاه) از این دندونت معلومه که کارت رو خوب بلدی، یادم باشه به اندازه 25تومنی ♥ :::*****::: { شلوغ پلوغه همه چیز؟ چند وقتی هستش که فکر و ذهنم مشغول شده. دائم افکار عجیب غریب به ذهنم میرسه.مثل این افراد دیوونه شدم.مثل سگ پاچه میگیرم.نمیدونم کجای کار من اشتباهه که کارم گیر پیدا کرده،شاید هم خدا داره منرو آزمایش میکنه یاشاید ... بچه های مردم همه نیازهاشون رو برطرف میکنند،بعد سروقتش بدون هیچگونه اعصاب خردکنی وناراحتی اما من ♥ درست مثل یک تکه گوشت قربونی هر کسی یک تکهای از منرو برای خودش میکنه. دیگه بریدم، بعد از این همه صبر دیگه دارم کم میارم.دیگه کسی نیست که پشتم بهش گرم باشه. یکی رو داشتم که اونهم ...♥ نمیدونم سر دوراهی عجیبی گیر کردم.از خدا، از امام رضا (که قربونش برم چندجا درست و حسابی کمکم کرده) از حضرت عبدالعظیم و ... کمک گرفت :::*****::: { روز جوان بالاخره یک مناسبت اومد و من به خانمم تبریک نگفتم. تا الان هر روز مهم و مناسبتی که پیش میومدروحداقلش همینجوری خشک وخالی تبریک میگفتم ولی این یکی رونشد.(تقصیرمن که نبود) :::*****::: { پرستو مهاجرخیلی بده آدم تو کف چیزی (آدم یاشی یا ...) باشه. الیجونم که تصمیم گرفتن یک پونزده بیست روزی ملاقات ممنوع. نمیدونم ایندفعه دیگه باز .... شاید فکر میکنه با این کارها برنامه زودتر پیش بره و اتفاقی که منتظرشیم زودتر اتفاق بیفته.یک حسی داره میگه اینها همه نقشهء از پیش طراحی شده است، تا شاید من زودتر به هم بگردم ♥ پرستو مهاجر تاپ و شلوارک تا موقع چای خوردن بعدش عذرش رو آورده دکش کردم ♥ نمیدونم چی چیزی رو به س.. با او ترجیح دادم ♥ اینکه بخیر گذشت وای به روزی که به خانمی بگم، اونموقع چه شود. بیخود نیست مرد و زنهای متاهل دنبال فساد ... ♥ آی دختر و پسره حواستون باشه که طرف مقابل تو کف نباشه ... ♥ :::*****::: { قربونت امام رضا﴿ع﴾ این امام رضا عجب نعمتیه که بعضی از ما مشهدیها ازون غافلیم. دعا برای آنالیز عددی12(افتاده فرض کرده بودم،خیلی خراب کرده بودم و مخصوصا اینکه اول ترم به یک دختری که میخواست باهام دوست بشه بدجوری ضد حال زدم او هم سر امتحان پایان ترم که تقلب میکردم با لو دادن من میخواست تلافی کنه که خوشبختنه زیاد موفق نبود) و معارف هم 19 ... ♥ امام رضا قربونت بشم تو که اینهمه هوای منرو داری، این ناراحتی و مشکل اخیر منرو هم حل کن ♥ تاجون دارم قربونت میرم. 8 تا کمیل؛شب شهادتت ♥ :::*****::: { تقدیم به تو تقدیم به تو که برای همیشه یافتمت به دنبالت میگردم ای گمشده روزها و شبهای من ... کجایی؟کاش بودی تا سر بر شانه ات میگذاشتم... تا میگریستم ... ز دست این دنیای بیوفا که مرا اینگونه کرد ... آری ... کاش می یافتمت ... کاش چشمانم را می بستم و می گشودم و تو را احساس میکردم عزیز دل ... باشد نیستی ... هر جا هستی خوش باشی ... تنها نفس بکش چون من با تنفس تو زنده ام ... ای تنهاترین گمشده ام ... ♥I Love Yuo Soo Much ♥ :::*****::: { فرصت باقیمانده تا مهراومدن عمه + دختر عمه + مادربزرگ + خاله + خانواده خاله +.... خلاصه تو خونه همه جور خبرها هستش اما خبر اصلی کاری نیست. امروز که جمعه هستش و دقیقا یک هفته دیگه تا اول مهر هست دیگه ناامید شدم... :::*****::: { یک روز پرکاردیروز(یکشنبه 26 ام)از خواب که بیدار شدم هم خوشحال بودم هم ناراحت.مهمون هائی که داشتیم قرار بود برگردن.توی ترمینال خیلی وقت تلف کردم (چون قرار بود عمه بابام با خانوادهاش که چند دختر جوان مجرد دارن برای ناهار بیان خونه ما)دقیقا موقع ناهار خوردن رسیدم خونه و دقیقا به علت کمبود جا نشستم پهلوی مادر سمیه. این سمیه خانم مدرک کارشناسی تو دانشکده ما گرفته و ظاهرا یکبار من رو با دختری تو خیابون دیده که در حال خوردن ساقه طلائی راه می رفتیم و اینو به شیما میگه و اونهم به دختر عمه ریحانه گفته بود... سر سفره یک نگاهی گذرا به سمانه و سمیه (دو خواهر)انداختم چه جیگری شده بودن یک هلوی به تمام معنا.از وقتی که ندیده بودمشان چه فرقی کرده بودن.هر دو تازه مدرک گرفته و شاغل در آموزش و پرورش♥ حرف مامان به عمه بابا سر سفره که حیف جونهای امروزی به حرف ما نمیکنن وگرنه آدم از قوم و خویش زن بگیره(آخه عمه تازگیها برای پسرش یک زن از آشناهاشون گرفته بود ♥ دیدن یک لحظه خط بین سینه ♥ مامان میگه دو دختر خوب،قشنگ،شاغل و... اگه موافقی یک هفتهای کار تمومه و قاطی مرغها میشی.از اقوام و آشنا و در ضمن همه راضی بغیر از من.بقول مادر سمیه "این مثل پسر خودمه این حرفها چیه".مخصوصا که برگه های تبلیغ منرو که برای کارهای کامپیوتری بودش رو دیده بودن(یک مهندس کامپیوتر).راستش دختر خیلی خوبیه چه از نظر ظاهر و چه باطن. باباش هم که مایه دار(میگن ماهی حداقل یک میلیون تومن اونهم در مواقع بیکاری و کساد بازار درمیاره.خود سمیه هم که نگو مثل ماهه.دو ماهه دیگه میخواد بره مکه. ولی با تموم این حرفها .... نمره بیست کلاسو نمی خوام بهترین هوش و حواسو نمی خوام دختره خوشگل شهر پریا اون که جاش تو قصه هاسو نمی خوام چشای یک کمی شیطون نمی خوام موهای خیلی پریشون نمی خوام عشق مخفی،عشق پنهون نمی خوام آره تنهام ولی مهمون نمی خوام من تو رو می خوام،تو رو می خوام،اونا رو نمی خوام نفسم تویی،تو می دونی، هوا رو نمی خوام عاشقی با قد رعنا نمی خوام چشای خوشگل و گیرا نمی خوام دوست دارم قایق سواری رو ولی جز تو از هیچکسی دریا نمی خوام بی تو هیچ چیزی از عالم نمی خوام تو فرشته ای من آدم نمی خوام می دونم خیلی زیادی واسه من همیشه عادتمه کم نمی خوام،نه نمی خوام نمره بیست کلاسو نمی خوام بهترین هوش و حواسو نمی خوام دختره خوشگل شهر پریا اون که جاش تو قصه هاسو نمی خوام بی تو وعده بهشتو نمی خوام تو که نیستی سرنوشتو نمی خوام یکی پرسید اگه آخرش باشه حتی اون خیال زشتو نمی خوام من تو رو می خوام،تو رو می خوام،اونا رو نمی خوام نفسم تویی تو می دونی هوا رو نمی خوام بی تو هیچ چیزی از عالم نمی خوام تو فرشته ای من آدم نمی خوام می دونم خیلی زیادی واسه من همیشه عادتمه کم نمی خوام از خدا یک عشق تازه نمی خوام اون که میگه اهل سازه نمی خوام من فقط میخوام تو رو داشته باشم واسه اینم اجازه نمی خوام نمره بیست کلاسو نمی خوام بهترین هوش و حواسو نمی خوام دختره خوشگل شهر پریا اون که جاش تو قصه هاسو نمی خوام نامه های راه دور نمی خوام عاشقای جور واجور رو نمی خوام واسه چی برم ستاره بچینم ماه من،ماه من،ماه من توئی نور و نمی خوام،نه نمی خوام من تو رو می خوام،تو رو می خوام،اونا رو نمی خوام نفسم تویی تو می دونی،هوا رو نمی خوام به قول علی به خانمت بگو که به پاش نشستی و بخاطر او.تازه قراره به مامانم بگم برای علی این سمیه رو بگیره(هههههههههههه) :::*****::: { چراغ سبز تو اتوبوس با علی بودم یک دختری چراغ سبز ... :::*****::: { آخرین راهکار التماس دعا به بابابزرگ و هاشمی دوباره ... :::*****::: { تاریخ تولد امروز 31 شهریور خانمی زنگ زد و تبریک گفت. پارسال که یادش رفته بود ♥ نمیدونم چی بگم یک جفت گوش (نه یک لنگه گوش هم باشه بسه) میخوام تا بشینم باهاش حرفهای تو دلم رو بگم فکر کنم بهتر از حرم و خود امام رضا کسی دیگه پیدا نشه ♥ :::*****::: |
|
* جمعه 31 شهریور1385توسط حامد
" لینک
مطلب "
|
|
صفحه 89
|
|
پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟ |
|
* چهارشنبه 15 شهریور1385توسط حامد
" لینک
مطلب "
|
|
صفحه 88
|
|
به تركه ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن، ديوار ميسازن! به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه! به تركه ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين! به تركه ميگن: با «تلاش» جمله بساز، ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت! به تركه ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟! به تركه ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم ميكنم! به تركه ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟ به تركه ميگن: با «حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با «آقا حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد! به تركه ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن! به تركه ميگن: با «دوچرخه» جمله بساز. ميگه: بابا خسته شدم از بس كه جمله ساختم! به تركه ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!! به تركه ميگن: با «ريلكس» جمله بساز. ميگه: رفتيم باغوحش با گوريل عكس گرفتيم! به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز، ميگه: زنبور خره، گاو منه! به تركه ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!! به تركه ميگن: با «سوسن» جمله بساز. ميگه: من چلوكباب دوست دارم مخصوصا با سماق! به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز، ميگه: ساعت يك ربع به شيشه! به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت ميكردم صدا قطع شد! به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت. به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟! به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز، ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم! به تركه ميگن: با «كوش» يك جمله بساز، گفت: شلوار من كوش؟ گفتند: اين كه نشد، «كوش به معني كوشش.» گفت: شلوار من كوشش؟ گفتند: بابا، «كوشش يعني كار.» گفت: خب از اول ميگفتين، شلوار كار من كوشش؟ به تركه ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيشميشي؟ به تركه ميگن: با «لجن» جمله بساز. ميگه: نميدونم چرا همه بچهمحلها با من لجن؟ به تركه ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا! به تركه ميگن: با «لوستر» جمله بساز، ميگه: من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر! به تركه ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين! به تركه ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه نداريم! به تركه ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه به تركه ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب. به تركه ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با باباتينا رفتن شمال! به تركه ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسماينا رفتيم بيرون! به تركه ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب! به تركه ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچههاي تيم ملي واقعا زحمت ميكشند، نخسوزن علي دايي! به تركه ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه! به ترکه ميگن: با «بيد» جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد |
|
* جمعه 3 شهریور1385توسط حامد
" لینک
مطلب "
|
|
صفحه 87
|
|
چکیده خاطرات در مرداد ماهی که گذشت { تبریک به یک آشنا یکی از عزیزان به جمع متاهلان پیوست.خیلی حسودیم شد(حسود هرگز نیاسود). با تبریک و آرزوی خوشبختی و زندگی سعادتمند برای ایشون. :::*****::: { لیلهالرغائب شب آرزوها، نماز 12رکعته؛ دعا و... ((خدایا مالک الملکا تو در هر عالمی شاهی تو را دارم چه غم دارم زحال من تو آگاهی)) :::*****::: { بابا تو دیگه کی هستی!! پنجشنبه 5 تیرماه ~ پرسش درباره خودم و خانواده ام و ... ~اضطراب و دلهره برای چه؟ ~ خانم کجا کجا!؟ Ctrl+G تا چقدر!؟ از روی لباس هم نه!؟ باور کردنش خیلی سخته؟؟!! ~ دستپخت و ناهار پیتزا ~ بانمک و سبزه مثل خودت ~ چه پسره خوبی~ :::*****::: { ما سهشنبه 10مرداد ~ مامانماینا ~ یکطرفش که حل شد~ تا خدا چی بخواد ~ 50 دقیقه پشت درهای بسته (پشت درهای بسته عاشق دلشکسته...) ~ کلی تعریف از مامان ~ از همچنین مادری، پسری به این خوبی باید باشه. ~ :::*****::: { سفر سوریه پدربزرگ + 2تاخانمش+ دخترش +خواهر بابابزرگ، رفتن سوریه. برگشت اونها مصادف شده بود با بدنیا اومدن دومین بچه عموم (بچه اولی هنوز 2سالش هم نشده کسی نیست بگه بابا فرزند کمتر زندگی بهتر) :::*****::: { یک تصادف کوچولو جمعه 13ماه رفتیم خونه خاله.در برگشت سر چهارراه یک تصادف کوچولو شد؛ از پشت سر زدم به یک پژو (یک کم سپرش رفت تو).این داداش کوچیکه یک کم گردن کلفتیکرد و گرنه همون اول کاری قضیه فیصله پیدا میکرد. مرده میگه از پشت زدی طلبکار هم هستی البته تا حدودی هم تقصیر او بود ولی خب دیگه قانون ... آخرش چون طرف نمیتونست منتظر افسر بشه، خداحافظی کرد و رفت.خدا پدر و مادرش رو بیامرزه شانسم گرفت و گرنه بعد از 5 سال از گرفتن گواهینامه اولین تصادف در کارنامهام توسط افسر ثبت میشد. ::*****::: { فرخی چه باحالی بابا و مامانم برای استقبال از پدربزرگاینا که سوریه رفته بودن،گناباد رفته بودن. یک دو سه روزی ماشین دربست در اختیارم بود.چقدر خوش گذشت مخصوصا که این فرخی خیلی حال داد. شب ساعت 8 ~ حرم امام رضا(ع) و پارکینگ و سرویس ایاب و ذهاب ~ هپشت چراغ قرمز طولانی ~ خوردن عطر بهجای انجیر ~ :::*****::: { اعتکاف پارسال خدا قسمت کرد برای اولین بار در جوار امام رضا(ع)معتکف شدم.خیلی حال داد با مصطفی و رضا.امسال ثبت نام کردم ولی تو قرعهکشی اسمم در نیومد. نمی دونم شاید قسمت نبود یا شاید از بیلیاقتیم بود. بعد از زبون کسانی که رفته بودن تعریف اونجا رو شنیدم، خیلی دلم گرفت. نمیدونم شاید بار گناهام اونقدر زیاد شده که امام رضا(ع) نخواسته در جوارش این 3روز رو معتکف باشم. خلاصه پارسال یادت بخیر. :::*****::: { عروسی پسرعمو شب جمعهای عروسی دعوت بودیم.عمرها چه زود میگذره. انگار همین دیروز بود که مراسم عقدش تو باغ برگذار شد.خلاصه یک کم رقصیدم و دوهزار تومن شاباش گرفتم تازه سیصد تومن هم از پولهائی که روی سر داماد میریختن گیرم اومد. اگه آینده بعد از فارغ التحصیلی کار گیرم نیومد، برم تو مجالس برقصم و شاباش بگیرم خیلی شغل پر در آمدیه.خیلی خوش گذشت مخصوصا که میناجلالی و محمد درگاهی هم اومده بودن و ... :::*****::: { یک تقویم کوچولو دخترهاو پسرها یک توصیه.یک تقویم کوچولو یا یک سررسید کوچولو برای خودتون داشته باشین تا روزهای مهم زندگی خودتونرو مخصوصا روزهای مهم دوست،همسر(تولد،روز مرد یا زن و ...) را یادداشت داشته باشین تا در اونروزها حداقل با یک تبریک ساده خشک و خالی ثابت کنین در یادش هستید و ... خیلی بده که آدم روزهای مهم رو فراموش کنه. البته این توصیه بیشتر برای پسرها هست چون معمولا دختر خانومها این روزها رو فراموش نکرده و ... :::*****::: { واردات شوهرعجب دور و زمونهای شده.باید چند تن شوهر خوب درجه یک سالم از خارج وارد کنن؛ گویا کمبود شوهر خوب برای دختر خانومها پیدا شده. .... این همکلاسی خانمی ما ..... :::*****::: { سوء استفاده چقدر بده آدم از نقطه ضعفهای دیگران به نفع خودش سوءاستفاده کنه.مثلا یکی از Ctrl+G تا حدودی خوشش میاد اونوقت یکی دیگه برای تنبیه و موارد دیگ از زین استفاده کنه و Ctrl+G ممنوع کنه. :::*****::: { عروسی عمه مبعث حضرت محمد(ص) عروسی عمهام بود جالبه که بدونین همسن هستیم.اولش به دلیل کار شرکت نمیخواستم برای جشن به گناباد(کاخک)برم.طی تماس تلفنی با اصرار عروس و مادر عروس و.. بالاخره (با توجه به اینکه تعطیلات رسمی نمیشه)قرار شد ظهر دوشنبه بعد از کار برم ترمینال و سه شنبه شب بعد از خوردن شام عروسی طوری حرکت کنم تا صبح چهارشنبه مشهد سرکار حاضر باشم. بعد از تقریبا 3سال رفتن به کاخک که چقدر تغییر کرده بود ~ تعجب اقوام و دود کردن اسفند ~ تحویل گرفتنشان،بیش از اندازه ~ لطف داشتن نسبت به من. دیدن بچه های عموم سحر،سجاد و عرفان برای اولین بار ~ ~ناخنم (حاصل تلاش 5 ماهه)رو لاک زدن توسط ریحانه.اولش همه فکر می کردن ناخن مصنوعیه ~ با ماشین به عنوان کاروان و سیل عروس اینقدر بوق زدم که دیگه بوق ماشین سرماخورده شده بود و صداش در نمی اومد ~ بعد از شام هم گروه ارکست و رقص و ... خیلی حال داد 7تومن داشتم مجبور شدم6 تومنش رو شاباش بدم البته بعد ازشون گرفتم. داماد هم که اونجا ... (کمی اذیتهای خانواده داماد و خسیس بازی تو شکر وشربت و لیوان) ~ ساعت 12شب هم حرکت از گناباد به سمت مشهد ~ کلا عروسی خوبی بود یک کم حسودیم شد. من که خانم دکتر زارع و خانم آذرنوش رو برای یک ماهه دیگه دعوت کردم ... |
|
* جمعه 3 شهریور1385توسط حامد
" لینک
مطلب "
|
| درباره وبلاگ |
|
|
|
|
| عزیزان من |
|
دلتون میخواد لینکتون اینجا باشه؟ |
| سایتهای منتخب |
|
|
| لینکهای منتخب |
|
نقشه تهران با قابلیت بزرگنمائی
|
| وبلاگهای منتخب |
|
|
|
|