![]() |
حرفهای ♥ عشقولانه |
![]() |
|
یادداشتها +
خاطرات یک دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد
|
|
صفحه 67
|
|
JJ با هم بخندیم به هم نخندیم JJ Jيك روز ادمخواره ميره تبريز از گشنگي ميميره Jترکه داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن!!!!!! Jفرق بین سرباز با زن :سرباز وقتی تسلیم میشه دستاشو میبره بالا ولی زن پاهاشو Jپرستاره سينش بيرون بوده،سرپرستار بهش تذكر ميده. پرستاره ميگه:همش تقصير دكتراي بخش كه هرچيو برميدارن درست سر جاش نمي زارن. Jيك روز يك زن ميره پيش دكتر ميگه آقاي دكتر من از دست اين سينه هاي بزرگ خسته شدم بعضي وقتا ميخوام بندازم جلوي گربه دكتره فوری ميگه ميو ميو Jزندگي زناشويي عبارت است از : 3 هفته آشنايي - 3 ماه عاشقي - 3 سال جنگ - 30 سال تحمل ... Jيه روزي به يك تركه ميگن تاحالا تو خیابون چپ كردي ميگه نه ... ولي يه بار توي خيابان راست كردم آبروم رفت. Jسر در خونه نيكي كريمي نوشته بوده صد بار بدي كردي و ديدي ثمرش را نيكي چه بدي داشت كه يك بار نكردي؟ (دم استخر خونشونم نوشته بودن: تو نیکی می کن و در دجله انداز ....) Jمردي به اتاق رئيس رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي خوام. رئيس گفت : شماکه يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟ مرد گفت : آخه نمي خواستي تعطيلاتم را خراب کنم !!! Jدر زايشگاه پدر بچه به خانم پرستار گفت : به نظرم اين بچه خيلي شبيه من است. پرستار گفت : اشکالي نداره بچه ها همه شون اولش خيلي زشت و بد ترکيب هستند Jروزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت. Jیه بار ترکها تبریز رو گلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقیق کردند فهمیدند که گلها رو با گلدان پرتاب کردند. Jاصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه اخر نوار ببینه شام می دهند یا نه Jترکه شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري از ترکه نميشه. نصفه شب ترکه خاک آلود و خسته مي ره خونه . زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ ترکه مي گه: والله موقع کلنگ زدن ، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!! Jرشتیه می ره قم سوهان فروشی می زنه اسمش رو می زاره سوهان حاج حسین و پدران Jبچه رشتي گنجشك مرده مي بينه مي گه بابا جان بابا جان گنجشك مرده چرا پاهاش بالايه باباش مي گه پسرم گنجشك كه مي ميره فرشته ها مي ان ببرنش به اسمان به بهشت . فردائي پسره زنگ مي زنه مي گه بابا جان باباجان مامان افتاده مرده پاهاش بالايه عباس اقا هم افتاده روش نمي ذاره مامانو ببرن بهشت . Jشب جمعه هزار پاي نر و ماده مشغول بودند که پس از گذشت يک ساعت هزار پاي نر به هزار پاي ماده گفت: خسته شدم بابا.خودت بگو که لاي کدوم پاته؟ Jبه تر كه ميگن با "آيس كريم" (ice cream) جمله بساز Jخروسه کیرشو گرفته بود زیر شیر آب سرد Jتركه بابا ننه اش رو ميكشه..تو دادگا ه قاضي يه ميپرسه چرا بابا ننت رو كشتي..؟.تركه ميگه تازه به روابط كثيف شون پي بردم. Jمي دونين اگه يه ايراني با يه ژاپني ازدواج كنه بچش چه شكلي ميشه Jمی دونين چطوری ميشه خانمها رو توی سنين مختلف با توپها مقايسه كرد؟ Jتركه تو جهنم بوده ... Jبدون توي دنيا |
|
* چهارشنبه 2 آذر1384توسط حامد
" لینک
مطلب "
|
| درباره وبلاگ |
|
|
|
|
| عزیزان من |
|
دلتون میخواد لینکتون اینجا باشه؟ |
| سایتهای منتخب |
|
|
| لینکهای منتخب |
|
نقشه تهران با قابلیت بزرگنمائی
|
| وبلاگهای منتخب |
|
|
|
|